خاقانىِ شروانى
و بهارهاى دیگر ...
احساس زیبایى است: آدم وقتى درون اتومبیل یا اتوبوس و یا قطار نشسته باشد و به سرعت در حال حرکت باشد، همهى مناظر و اشیاى اطراف را در حرکت مىبیند؛ آسمان، ابر، دره، کوه، جنگل و همهى آنچه در فضاى بیرون مىبیند، در حال حرکت و دویدن است. این تصویر، دستمایهى شعر زیبایى از خانم ژاله اصفهانى (+)، به نام «در قطار» شدهاست. حرکت، تپش، نشاط و جنبش در سرتاسر این شعر موج مىزند. هم ریتم تند زندگى را به یاد ما مىآورد و هم تصویر حرکت و دویدن اشیا و مناظر را، از شیشهى قطار به پیش چشم ما مىگذارد.
مىدود آسمان
مىدود ابر
مىدود دره و مىدود کوه
مىدود جنگل سبز انبوه
...
...
...
مىدود زندگى خواه و ناخواه
من چرا گوشهاى
مىنشینم؟
ژاله اصفهانى، آذرماه گذشته، در غربت چشم از این دنیاى تیره فروبست؛ در حالى که هنوز دلى سرشار از امید و روشنبینى داشت.
آقاى دکتر امیرحسین سام (+) آهنگ زیبایى بر روى این شعر ساختهاند که از اینجا مىتوانید بشنوید. این پُست آقاى سام را هم ـ که در واقع، جرقهى نوشتن این کلمات براى من شد ـ بخوانید. در آنجا مىتوانید، متن کامل شعر را هم به دستخط خود شاعر ببینید و بخوانید (براى همین، متن کامل شعر را در اینجا نیاوردم). ضمناً از طریق این صفحه مىتوانید به آهنگهاى زیباى دیگرى از ساختههاى این آهنگساز خوشذوقِ مقیم لندن دست پیدا کنید. (من آهنگ زرد، سرخ، ارغوانىاش را خیلى دوست دارم.) همچنین، از طریق این صفحه، مىتوانید به دو فایل شعرخوانى با صداى ژاله اصفهانى دست پیدا کنید (البته باید صفحه را با یک فـ.ـیـ.ـلـ.ـتـ.ـر.شـ.ـکـ.ـن باز کنید!).