خاقانىِ شروانى
عید آمد و ما خانهى خود را نتکاندیم گردى نستردیم و غبارى نفشاندیم
(م. امید)
نوروز پشت در ایستادهاست. منتظر است که ما در به رویش بگشاییم. نوروز آمدهاست تا به ما درس نو شدن بیاموزد. آمدهاست به ما بگوید کهنگى را دور بریزید و با تمام وجود نو شوید. نوروز با ما سخنهاى فراوانى دارد و ما ـ اگر گوش سخننیوشى داشته باشیم ـ مىشنویم.
پس هر چه زودتر از جا برخیزیم و در به روى نوروز بگشاییم.
مهمترین پیام نوروز براى انسانِ روزگار ما، همین نو شدن است و رها شدن از بند کهنگى. منظور از نو شدن، پوشیدن لباس نو و نو کردن رخت و فرش و پرده و اثاث خانه نیست؛ منظور، نو شدن درون انسان است؛ نو شدن اندیشه و نگاه. باید بیاموزیم که با نگاهى نو به جهان پیرامون خود بنگریم.
آرى؛ اگر نوروز تنها و تنها یک پیام براى انسان خسته و نومیدِ امروز داشته باشد، همین است.
چشمها را باید شست / جورِ دیگر باید دید / ... .
نوروزتان پیروز