خاقانىِ شروانى
پرندهها
به تماشاى بادها رفتند
شکوفهها به تماشاى آبهاى سپید
زمین عریان ماندهست و
باغهاى گمان
و یاد مهر تو
اى مهربانتر از خورشید
(م. آزاد)
چه مىکند با جان خستهى آدم، این «به تماشاى آبهاى سپید»ِ حسین علیزاده! امشب در نغمههاى «شورانگیز»اش غرق شدهام و در این اندیشهام که موسیقى ایرانى واقعاً چه ظرفیتهایى دارد. خدا حسین علیزاده را براى ایران و موسیقى اصیل ایرانى نگهدارد.
پ. ن: مىخواستم چند لینک و یک تصویر بگذارم؛ اما هر کارى مىکنم، جعبهى محاورهاى (dialogue box) مربوط به درج لینک و درج تصویر، هیچکدام درست کار نمىکند. نمىدانم اشکال از رایانهى من است یا از سایت بلاگفا. اگر کسى راهنمایىام کند، سپاسگزارش خواهم بود.
بعضى وقتها «مرگ» مىآید درِ گوش آدم که چیزى بگوید؛ کمى این پا و آن پا مىکند و بعد بى آن که چیزى بگوید، راه خودش را مىگیرد و مىرود. بعضى وقتها هم مىآید درِ گوش آدم کمى مِن و مِن مىکند و بعد هم راهش را مىگیرد و مىرود.
...
دانى کـه چنگ و عود چه تقریر مىکنند پنهـان خــورید باده کـه تعــزیر مىکنـند
گویند رمــز عشــق مگــویید و مشـنوید مشکل حکایتىست که تقــریر مىکنـند
مـا از برون در شـده مـغــرور صـد فـریب تا خـود درون پرده چـــه تدبـیر مىکنـند
فىالجمـله اعتمــاد مکـن بر ثبات دهـر کاین کارخـانهاىست که تغییر مىکنـند
(حافظ)