تبليغاتX
درجه‌ی صفر نوشتار
خانه :: پست الكترونيك
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
روز ملی شعر و ادب

   پنج سال است که در تقویم ما ایرانیان، روز بیست و هفتم شهریور به نام «روز ملى شعر و ادب» نامگذارى شده‌است. این اتفاق، برای همه‌ی دوستداران ادبیات، مى‌توانست اتفاق خوبى باشد؛ اما براى همه‌ی ادب‌دوستان این پرسش بزرگ مطرح مى‌شود که چرا باید روز درگذشت شهریار به عنوان روز ملی شعر و ادب تعیین شود؟! آیا واقعاً در گستره‌ی وسیع ادبیات این سرزمین کهن، شاعر دیگری نبود که نام او براى روز ملى شعر و ادب مناسب‌تر باشد؟ هر آدم منصفى (هر اندازه هم دوستدار شهریار و شعرش باشد) این حقیقت را تأیید مى‌کند که روز درگذشت شهریار، براى تعیین روز ملى شعر و ادب، گزینه‌ی مناسبى نیست (بگذریم از این که انتخاب روز «مرگ» شاعر، به جاى روز «تولد» او، نشان بارز کج‌سلیقگى مفرط دست‌اندرکارانِ این اتفاق است). 
   آیا رودکى، پدر شعر فارسى، شاعر تیره‌چشم روشن‌بین، شاعر خِرد و دانایى، براى این انتخاب، مناسب‌تر از شهریار نبود. به نظر شما کدام‌یک بیشتر از دیگرى شعر و ادب را به ذهن اهل ادب مى‌آورند؛ رودکى یا شهریار؟
   آیا فردوسى، شاعر حماسه‌ى ملى ایران و احیاکننده‌ی زبان فارسى، براى نامگذارى روز ملى شعر و ادب، گزینه‌ى مناسب‌ترى نبود؟ آیا برای ایرانیان ادب‌دوست، فردوسى بهتر و بیشتر مى‌تواند نماد شعر و ادب باشد یا شهریار؟
   آیا مولوى، خداوندگار عشق و عرفان، براى نامگذارى روز ملى شعر و ادب، مناسب‌تر از شهریار نبود؟ به نظر شما کدام‌یک «شاعرتر»اند؛ مولوى یا شهریار؟ بدون شک هر انسان شعرشناسى، مولوى را «شاعر»تر مى‌داند.
   آیا حافظ شیرین‌سخن، که تقریباً مى‌توان گفت دیوان او در خانه‌ی همه‌ى ایرانیان، در کنار قرآن و دیگر کتاب‌هاى مورد احترام و ارادتِ مردم وجود دارد، براى تعیین روز ملى شعر و ادب، انتخاب بهترى نبود؟
   آیا سعدى، استاد سخن، براى نامگذارى روز ملى شعر و ادب، مناسب‌تر نبود؟ بویژه از این جهت که سعدى هم در نظم و هم در نثر، دستى چیره دارد.  
   حال که همه‌ى این بزرگان شعر و ادب فارسى را نادیده گرفته‌اند و تصمیم گرفته‌اند از میان معاصران دست به انتخاب بزنند، آیا واقعاً زُبده و چکیده و سَمُبل شاعران معاصر ایران شهریار است؟! آیا از میان این همه شاعر بزرگ معاصر، نام دیگرى به ذهن دست‌اندرکاران امر نمى‌رسید؟ آیا نیماى بزرگ نام مناسب‌ترى نبود؟ شاعرى که نام او با شعر معاصر ایران گره خورده و براى هر شعرشناسى نام او یاد‌اور شعر و ادب است. آیا شاملو در شعر و ادب، جایگاهى کمتر از شهریار دارد؟!! آیا شفیعى کدکنى، سایه، اخوان، فروغ، سپهرى، ... و ... و ... هیچ‌کدام در شعر و ادب به پاى شهریار نمى‌رسند؟؟؟!!!  
   اگر از دامن زدن به اختلافات قومى و قبیله‌اى بیزار نبودم، مسائل دیگرى هم براى مطرح کردن بود. فقط لازم مى‌دانم به عنوان یک دوستدار شعرو ادب این سرزمین، تأسف عمیق خود را از این انتخاب نادرست و نابه‌جا ابراز دارم.  

پ.ن: ناگفته روشن است که نوشته‌ى بالا به معنى نفى شعر شاعرى به نام شهریار نیست. با همه‌ى این تفاصیل، باید بگویم که غزل‌هاى شهریار را بسیار دوست مى‌دارم. شیرینى ذوق و شاعرانگى نگاه او بر کسى پوشیده نیست.

یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
نسل دیجیتال

پستانکى براى کودک دیجیتال!

پستانکى براى کودک دیجیتال! طرح، از محسن جعفری؛ از سرى پوسترهای نسل دیجیتال، برگرفته از مجله‌ى الکترونیکىِ رنگ. سایر پوسترها را هم مى‌توانید در اینجا ببینید.

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
خشکسال
در خشکسال
زمین مهر را
و زمان شعر را
از یاد می برند.
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
بازگشت
چند روزی نبودم.

الان هستم.

شنبه سوم شهریور 1386
آدم‌های معلوم‌الحال (طنز)

   در راستای این که اخیراً چند تن از شخصیت‌های معلوم‌الحال داستان‌های یعقوب یادعلی مرتکب جرایمی شده‌اند و برادران جان بر کف ما در یاسوج، به دلیل عدم دسترسی به آدم‌های خیالی داستان‌ها، نویسنده‌ی آن‌ها را مورد بازداشت قرار داده‌اند، و همچنین در راستای این که هر اهل قلمی ذاتاً یک مجرم بالفطره است، و چند راستای راست دیگر، بدین‌وسیله مطالب زیر را به اطلاع ملت شریف و همیشه در صحنه می‌رساند:
   ۱ـ همه‌ی داستان‌ها و رمان‌هایی را که پیش از این خوانده‌اید، دوباره و بلکه در صورت لزوم، چندباره با دقت بخوانید و هر جا که متوجه وقوع جرمی توسط آدم‌های داستان شدید، و یا حتی احتمال دادید که جرمی واقع می‌شود، فوراً آن را به اطلاع ما برسانید. توصیه می‌شود گویشِ همه‌ی آدم‌های داستان‌ها را به دقت بررسی کنید؛ اگر به گویش منطقه‌ی شما نزدیک بود، با فریاد و غوغای مناسب، آن را به ما اطلاع دهید.
   ۲ـ اگر دیدید نویسنده‌ای دارد موفق از آب درمی‌آید و به خاطر یک کتاب، چند جایزه می‌گیرد، بدانید که ریگی به کفش دارد و تا پیدا کردن ریگ مذکور، آرام ننشینید سعی کنید هر طور شده ریگ کفش وی را کشف کنید؛ حتی اگر به قیمت رسوا کردن و وحشی نشان دادن مردم منطقه‌ی خودتان تمام شود.


ادامه‌‌ی مطلب
جمعه دوم شهریور 1386
رشته‌ی دانشگاهی «ادبیات داستانی»

   به تازگی رشته‌ی «ادبیات داستانی»، در مقطع کارشناسی، در دانشگاه‌های ایران دایر شده‌است. فعلاً این رشته‌ی تحصیلی در دو دانشگاه آماده‌ی پذیرش دانشجو برای سال تحصیلی آینده است (دانشگاه تربیت معلم تهران و دانشگاه شهرکرد). این اتفاق، برای من از طرفی خیلی جالب و امیدوارکننده است و از طرفی حسرت می‌خورم که چرا دوازده سال پیش، این رشته را دایر نکردند. البته باید منتظر باشیم تا بینیم برنامه‌ی درسی (syllabus) این رشته را چگونه طراحی کرده‌اند و آیا نیازها را برآورده می‌کند یا نه؛ اما در هر صورت نفس این اتفاق که بالاخره برنامه‌ریزان و استادان ادبیات به این نتیجه رسیده‌اند که باید ادبیات داستانی را هم جدی بگیرند، مثبت است.
   فقط خدا کند برای تنظیم و طراحی برنامه‌ی درسی این رشته، با صاحب‌نظران ادبیات داستانی مشورت کرده باشند و پیشنهادها و نظرات آن‌ها را به کار گرفته باشند؛ در غیر این صورت، بیم آن می‌رود که دروس مورد نیاز را در سیلابس این رشته نگنجانیده باشند و به جای آن درس‌هایی را گذاشته باشند که با ادبیات داستانی زنده‌ی امروز ارتباط چندانی ندارد. همچنین بیم آن می‌رود که طراحان، بار ایدئولوژیک دروس را بیش از بار کاربردی و علمی آن در نظر گرفته باشند (که خیلی بعید هم نیست). البته نباید پیش‌داوری کرد.  
   به هر حال، من فکر می‌کنم این اتفاق، برای همه‌ی کسانی که از طرفی در فضای دانشگاهی ادبیات نفس کشیده‌اند و از طرفی دل‌بسته‌ی ادبیات داستانی هم بوده‌اند، مهم و در خور توجه است. امیدوارم در سال‌های آینده، فضای دانشگاهی ادبیات در این کشور بیش از این دگرگون شود و به ادبیات زنده و پویای روزگار ما نزدیک‌تر شود.

پ.ن: چند روز پیش هم یکی از استادان ادبیات در وبلاگ خود، از طراحی دو گرایش «ادبیات کاربردی» و «متون ادب فارسی» در دانشگاه تهران خبر داد. این هم تحول مهمی در عرصه‌ی ادبیات دانشگاهی ایران است.